سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد که دو کفش وعصای آهنین برگیر و آنگاه در زمین سیاحت کن و آثار و عبرتها را بجوی تا آن جا که کفشها پاره و عصا شکسته شود . [ابن دینار]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :32
بازدید دیروز :33
کل بازدید :44624
تعداد کل یاداشته ها : 209
98/9/15
4:1 ع


مشخصات مدیروبلاگ
 
محمد قدسیان[163]

خبر مایه

چون شدی تسلیم عدل واحسان بایدت

ده به ذوالقربی صفاجان ایدت

دورکن ازخودتوفحشی ومنکری

بغی هم باشدیکی ازاین سری

چون که خواهی باخدایک دیگری

باشی اندرشرک گرچه گویی برتری

می شودجرمت فزون گررهبری

می کنی خودرافناهم دیگری

گن وفاچون داده ای تووعده ای

نقض ایمانی نکن بااین سری

اوبوداگاه زاعمال شما

می کندیاداوری باشی بجا

آنچه سرمایه نمودی بهرحق

دررقابت هانکن صرفش به شق

درقیامت میشود روشن به آنچه اختلاف

می شودتبیین حتمابهرتان باروی صاف

گرخدامی خواست که یک امت شوید

لیک بایددرضلالت هم هدایت می شوید

آنچه می  کردی عمل عاقبت گرددسوال

چون قدم ثابت کنی هان نلغزان این وبال

آنچه نزدحق بودخیراست او

نزدحق باشدبقاودرفناهم غیراو

صالح ارباشدعمل درحیاطی طیب است

احسن است اجرش چومردویازن است

قدسیان برگوبه آوازوسخن

تانیایدشرک دروادی امن


98/8/14::: 4:34 ع
نظر()
  
  

روزوشب راایتی باشدزرب

می روندهمپای‌هم با اذن رب 

شب بپوشدکل هستی درخفا

نورچون ایدشودرسواخفا

اول شب هم وسط هم آخرش

هرکدام باشدنشانی ازربش 

سردی و گرمای آن وغیران 

چون‌که ایند پشت هم گرددزمان 

سردی و گرمای آن بادآورد 

بادابررا می برد آب آورد 

آب گردد حی ارض از موت آن 

ماچومردیم چنین گردیم عیان 

قدسیان گفتی خروج اینسان شود 

پس ببین چه کشته ای آن بر دهد 

 


97/8/3::: 3:44 ع
نظر()
  
  

چون شدیم خاک و شویم نقص وجود

هر عمل کردیم بماندپای بود

چون به نسیانی تذکربایدت

تابه راه ایی شود سود عایدت 

بر پیمبر گفته اند کاهن و شاعر بسی 

نقش آزادیست به صبرت کن بسی 

می کند گفتار حل هم مشکلت 

چون به علم اوشوی حل بود اندر دلت 

چونکه داری کفر آری هی مثل 

هی بگویی او بود مجنون وساحردر عمل 

این بدین است نیستی مومن به ایمانی رهی 

یا ذخایر دست توست یا خالقی دریک رهی 

یا زهیچ آیی پدید یا بسازی خود جدید 

یا که سازی آسمان یا به حلمت شد پدید 

ازچه نازی مکر خود یا به سطر آورده ای 

یا که غیبی نزدتوست دخترازاو تو پسر آورده ای

یا که داری نردبان بشنو از توی اون 

این همه گفتار را کی بدی اندر شءون

یا بگویی قول اوست تو توان آور حدیث 

یا که مزدی خواهدت سخت آید این حدیث 

یا اله غیر داری پاک باشدحق ازو  

یا که چون آید عذاب گویی که ابرپربارزو 

ای پیمبرچون هدایت نیستند برخود گذار 

تا که بینند روزشان گردند هلاکی آشکار 

نی شود دفعی به نیرنگ نی کند یاری کسی 

زندگیشان در عذاب آنکه بی علمند بسی 

صبرکن برحکم رب هستی تو اندر دید ما 

کن تو تسبیحی به حمد چون قیامی شدبپا 

پاره ای از شب هم ازدبر نجوم 

قدسیان هم آرزو دارد به تسبیح تموم 

 


  
  

شد طلوع دیگری ازسوی یار 

گویدم آن را بدل صبر و قرار 

گر که گمره گشته ای در طول راه 

دست اندازی کنی بر ماه و چاه 

بشنو او را آن که گوید بنده ام 

گر تو اسرافی کنی بر خود که من شرمنده ام 

تو مباش مایوس از رحمت زمن  

من کنم پاکش زجمعش آن ز من 

این امیدی برشما گردی براه 

بازگردی سوی من در طول راه 

چون زدی گامی به ره باشی به سلم 

قبل ازآن کآیدعذاب ونصر وحلم 

باش تابع آنچه احسن خوانده ام 

قبل ازآن کآید عذاب و گویی مانده ام 

یانگویی وای من ساجدنیم 

متقی گشتم اگر بودی هدم 

یانگویی مهلتی تا شوم از محسنین 

داده ام برتونشان گشته ای از کافرین 

عبدبایدخودکند هموارره 

تانگوید وای من ای وای نه 

قدسیان گفتی بشو اندر رهش 

صاف کن راه و بشو در درگهش 


  
  

رب ماخورده قسم خورشیدوپرتوهای او

ماه آیدبعدآن با پیروی از کوی او

روزباشددرتجلی چون بتابدنوراو

چرخش ارضش شودروزوشبی درکوی او

چون به بالا بنگری بینی سما

چون بپاگشته به هفتی دربنا

این زمین هم مثل اوآمدپدید

هرکدام باشدمقدردرنوید

آسمان و آنچه اوکرده بنا

این زمین و آنچه دارددرخفا

نفس آیددرکمال بعدیش

داده خالق این امانت هستیش

کرده الهام هم فجوروتقویش

جذب و دفع اوشوددرهستیش

چون شوی درتزکیه گردی فلاح

چون بپوشی می شوی اندرتباه

دیده ای قوم ثمودطغیان کرد

اشقیاشدروی کاربیدادکرد

ناقه صالح به آبی امتحن

شد به تکذیبی به عقری درزمن

گرشودظلمی بپااندرزمین

گرسکوتی می کنی باشی به کین

دامنت اعمال گیرد این چنین

قدسیان پرهیز کن ا زخوی کین